شرکت فناوری اطلاعات ناواکو

مدیریت دانش و مدیریت ریسک

17 آبان 1401

با توجه به پویایی­ها و پیچیدگی­های محیطی، سازمانی و شغلی در ابعاد گوناگون علمی، فرهنگی، ارتباطی، اقتصادی، اجتماعی در عصر کنونی، سازمان های بعد از عصر اطلاعات، دانشگرا شده­اند و دانش یک مزیت رقابتی برای آنها محسوب می شود. بدیهی است که سازمان های پیچیده جدید با توجه به ویژگی های مذکور، سخت نیازمند مدیریت دانش هستند. حدود بیست سال از عمر ابداع مفهوم کلی مدیریت دانش می گذرد و در این مدت، تعاریف گوناگونی در این خصوص ارائه شده که هر یک ابعادی از این موضوع را نمایش می دهند در عین حال تعاریف، نه به طور کامل دقیق و نه به طور کامل نادرست هستند. تعریف صحیح مدیریت دانش براساس ساختار و اهداف هر سازمان تغییر می یابد. خیلی اوقات یک بخش سازمان در حال انجام کاری تکراری است که قبلا توسط بخش دیگری انجام شده است. این کار نه تنها ممکن است باعث هدر رفتن وقت و منابع شود، بلکه ممکن است هر بار به شیوه اشتباهی انجام پذیرد. به منظور جلوگیری از این اتفاقات سازمان­ها مدیریت دانش را در شیوه های متفاوتی تعریف وپیاده سازی می­کنند .هدف از مدیریت دانش در سازمان­ها، اطمینان از رشد و تداوم عملکرد از طریق حفاظت از دانش در تمام سطوح، استفاده از دانش موجود در تمام شرایط، ترکیب دانش، کسب دانش به طور مداوم و توسعه دانش جدید از طریق یادگیری مستمرکه براساس تجربه داخلی و دانش خارجی ساخته میشود، است. همچنین ، مدیریت سیستماتیک دانش، به توسعه مداوم، تسهیم دانش ضمنی، پاسخ سریعتر به مشتریان، انتشار بهترین شیوه ها و کاهش دوباره کاری کمک می­کند .

آنچه مسلم است این که دانش به عنوان یک منبع راهبردی و یک شایستگی کلیدی برای سازمان ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این رو امروزه برای استفاده صحیح از این منبع پر ارزش، موضوع مدیریت دانش در دستور کار سازمان های پیشرو قرارگرفته است. در واقع مدیریت دانش به عنوان یکی از زمینه های مطالعه مرتبط با ساده سازی و بهبود فرایند تسهیم، توزیع، کسب و شناخت دانش می باشد. در دهه نوزدهم، مدیریت دانش به یک اصل اساسی در زمینه دانشگاهی و کسب و کار در سراسر دنیا تبدیل شد. بر اساس اصول مدیریت دانش، سازمان ها در سراسر دنیا مدیریت دانش را به منظور بهبود بهره وری فرآیندهای کسب و کار، افزایش بهره­وری، کیفیت خدمات و پیدا کردن راه حل های جدید و تولید برای مشتریان ایجاد و توسعه دادند . دانش در مورد بازارها، مشتریان، فرآیندها، محصولات، سازمان ها، فناوری ها و غیره که هر کسب و کاری دارا میباشد یا باید داشته باشد و دانشی که  فرآیندها را قادر به ایجاد ارزش و بازده میکند، دارایی های دانش نامیده میشود. مدیریت دانش تنها در مورد مدیریت این دارایی ها نیست بلکه در مورد فرآیندهایی است که بر روی این دارایی ها انجام میشود و چرخه حیات دانش را در سازمان ها شکل میدهد. شناسایی و تحلیل دانش در دسترس و مورد نیاز، فرآیندهای مرتبط با دارایی دانش و برنامه ریزی و کنترل تمامی این فعالیت ها برای تحقق اهداف سازمانی و کسب مزیت رقابتی بسیار مهم است. به طور کلی طراحی و اجرای شیوه­های مدیریت دانش برای مدیران دشوار و موفقیت این شیوه ها بستگی به انطباق آن ها با عوامل سازمانی دارد.اما مدیران دریافته­اند که دانش و یادگیری منبع بهتری برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در جهان امروز است. آنها می دانند که نگهداری دانش های کلیدی سازمان بصورت منفعل و در افکار کارکنان، جایز نبوده و عواملی همچون جابجایی، پایین آمدن استانداردهای آموزشی و رشد سریع تغییرات کسب و کار به منزله آن است که دیگر نمی توان به بصیرت و اطلاعات جامع و با ثبات افراد به شکلی انفرادی تکیه نمود.  در نتیجه دانشی که در وجود کارکنان محصور شده است بایستی به درون سطوح سازمان نفوذ پیدا کند تا همگی بتوانند بدان دست پیدا کرده و همچنین موجب افزون شدن و یا تکمیل آن گردند.

به اشتراک گذاری دانش هنوز یک موضوع چالش برانگیز باقی مانده است و اتفاق نظر مشترکی بر موانع تسهیم دانش مانند فرهنگ، سطح اطمینان و فقدان پشتیبانی موثر تکنولوژی ها وجود ندارد. ریسک در تسهیم دانش به این علت است که اغلب افراد برای آنچه که می دانند پاداش میگیرند نه برای دانشی که به اشتراک میگذارند. اگر دانش به اشتراک گذاشته نشود پیامدهای منفی مانند انزوا و مقاومت در ایده ها را به همراه دارد. اشتراک گذاری دانش دیدگاه ها و راه حل های متفاوت را برای حل مشکلات پیشنهاد می کند. برای ارتقا اشتراک گذاری دانش و حذف موانع، فرهنگ سازمانی باید کشف و نوآوری را تشویق کند. در پژوهش های متعدد ارتباط بین مدیریت دانش و مدیریت ریسک در سازمان ها و پروژه ها به عنوان عامل کلیدی در نظر گرفته شده است. مدیریت ریسک موثر و کارآمد، نیازمند یک روش مناسب و از همه مهم تر دانش و تجربه است. مدیریت دانش و اطلاعات، بخش اصلی مدیریت ریسک موفق است. بنابراین، رویکرد مدیریت دانش میتواند یک چارچوب جذاب و کارآمد برای بهبود کمبودهای فرآیند مدیریت ریسک باشد. . ریسک، احتمال وقوع یک رویداد مخرب تعریف شده است. با این حال همیشه در ارتباط با نتایج منفی نیست. ریسک ممکن است فرصت هایی را ایجاد کند ولی واقعیت این است که در بیشتر موارد  نتایج منفی را در بردارد. مدیریت ریسک به عنوان فرآیند شناسایی و ارزیابی ریسک و اعمال روش ها برای کاهش آن تعریف شده است.  به طور کلی، مدیریت ریسک شامل مراحل اصلی زیر می باشد: برنامه ریزی ریسک، شناسایی ریسک، ارزیابی ریسک(کمی و کیفی) ، پاسخ ریسک، نظارت بر ریسک و ضبط فرآیند مدیریت ریسک.   

ریسک موجودیتی است که در تمام ابعاد پروژه ظاهر می شود. بنابراین نیاز به مدیریت ریسک پروژه به طور گسترده ای مورد توجه قرار گرفته است. هدف از مدیریت ریسک پروژه بهبود کارایی از طریق شناسایی و ارزیابی سیستماتیک ریسک، توسعه استراتژی ها برای کاهش و جلوگیری از آن ها و به حداکثر رساندن فرصت ها است . همچنین با توجه به وجود عواملی مانند تغییرات سریع تکنولوژیکی، بازارهای موقتی، جهانی شدن و بی­قاعدگی، سازمان ها با ریسک، مالی و یا غیر مالی مواجه می­شوند. به عبارتی هرچه پیچیدگی بیشتر گردد، تغییر پذیری افزایش یافته و اگر به نحوی مطلوب مدیریت نشود ریسک افزایش می یابد. در حقیقت مدیریت ریسک، مدیریت پیچیدگی ذاتی بین توازن برگشت سرمایه و ریسک است که از طریق سیستم های کنترل، مدیریت دانش نهفته در این کنترل ها و در نتیجه منتفع شدن ذینفعان سازمان صورت میگیرد.

تهیه و تنظیم:

شرمینه جمالی کارشناس مسئول عملیات پشتیبانی کیوسک واحد سخت افزار شرکت ناواکو